سيد جلال الدين آشتيانى
711
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
اينكه اوامر خدا را انجام نمىدهند و عصيان مىنمايند ، رنج مىبرد . اين قبيل از احكام مربوط به جهات بشرى و خلقى اوست ، ولى باعتبار جهت خلافت تامهء حق ، و مظهريت صفات و اسماء الهى ، و تحقق باسم اللّه ، اماته و احياء و قهر و لطف و رضا و سخط ، و جميع صفاتى كه بالاصالة از براى حق اول ثابت است ؛ از براى حقيقت مقام خلافت تامهء حقيقت محمديه ، به تبع وجود حق ثابت است . باعتبار جنبهء يلى الربى در حق او صادق است : « ما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ » . چون متحقق بمقام واحديت و حضرت علميه و عالم اسماء و صفات است ، و عالم « بما كان و ما يكون و ما هو كائن » مىباشد . لذا روايات زيادى از طرق اماميه در علم ائمه وارد شده است ، « 1 » و در آن روايات بعلم آنها باشياء و آنچه وجود خارجى پيدا مىنمايد از « ما كان و ما يكون و ما هو كائن » تصريح شده است . ولى باعتبار جنبهء بشريت و محكوم بودن به برخى از احكام ماده ، باصحاب فرموده است : « انتم اعلم بأمور دنياكم » . خلاصهء كلام آنكه اتصاف او بكمالات ربوبى ، و تصرف او در عالم امكانى ، و ظهور و تجلى او در شراشر عالم وجود ، خاصيت مرتبهء خلافت كليهء او ، و عجز و مسكنت و ساير احكام ماده از قبيل احتياج به غذا و احساس گرسنگى و تشنگى و خواب ارتباط بجهات بشريت او دارد . در مبحث قبل ، نحوهء سير و عروج انسان را در مقام تنزل از مقام حضرت اعيان ثابته و اسماء و صفات ، و انصباغ آن حقيقت كليه را در قوس نزول به احكام ممكنات ، و استقرار در رحم ؛ شرح داديم . در اين سير ، اسرارى است : يكى از آن اسرار ، حصول كمالاتى است كه از اين سفر و سير و معراج ، كه سبب عروج و صعود باعتبار قوس صعودى ، و رسيدن بمقام وطن اصلى آن حقيقت كليه مىشود ، براى آن وجود تام و فوق التام حاصل مىشود . چون اين سير و تنزل ، علت تحقّق قوس دوّم وجود است كه به علاوهء ظهور ساير ممكنات از عالم غيب بعالم شهود و خارج است . و هم آن حقيقت كليه ، از مراتب تنزلات ، احاطه بمقام ظاهر وجود
--> ( 1 ) . ما برخى از آن روايات را در مطاوى شرح فصل آخر اين كتاب نقل خواهيم نمود .